
) مدعي هستند كه پيشينيان يهود در پنج قرن گذشته،
موجب آباداني مناطقي از آسيا شده و اين مناطق هم اكنون
در حوزه كردستان است و بايد
مالكيت آن به مالكان اصلي، يعني نوادگان آنها كه هم
اكنون در اسرائيل هستند، بازگردانده شود.
از مالكيت اسرائيل بر كردستان، مطالبي را منتشر و استناد
خود به اين سخنان را اسناد موجود در مراكز اسناد مالكيت تل آويو
عنوان كردهاند.
اين رسانهها مانند «هاآرتص» و «معاريو» با اشاره به اسنا
د موجود (و احتمالا موهوم) مدعي هستند كه پيشينيان يهود
در پنج قرن گذشته، موجب آباداني مناطقي از آسيا شده و
اين مناطق هماكنون در حوزه كردستان است و بايد مالكيت
آن به مالكان اصلي، يعني نوادگان آنها كه هماكنون د
ر اسرائيل هستند، بازگردانده شود.
اين كار اسرائيل، در حالي است كه در دهههاي گذشته، صدو
ر اسناد جعلي موجب شده بود كه بخشي از خاك كشورهاي
اسلامي مورد ادعاي صهيونيستها قرار بگيرد و اكنون كه ل
لطف اشغال عراق و غارت اسناد و آثار موزهها
ي عراق، اسناد بسيار مهمي در اختيار صهيونيستها
قرار گرفته، مدعي مالكيت بر خاك كردستان شده و
بر اين باورند كه بخشي از شمال عراق، غرب ايران،
جنوب تركيه و بخشي از خاك سوريه
كه در قلمرو كردستان است، مال اسرائيل است.
http://behrouzneshan.blogfa.com
هيپنوتيزم چيست؟
فرهنگ لغت Webster واژه هيپنوتيزم را اينگونه توصيف مي كند: حـالـتـي است
مشابه خواب كه توسط كسي القا شده باشد و تلقيناتش بسادگي و بدون مقاومت
توسط فرد پذيرفته ميگردد. اگر چه كارشناسان معتقدند هيپنوتيزم بيشتر نوعي
خيالبافي است تا يك خواب.
هنگام هيپنوتيزم شما همواره هوشيار هستيد و تنها به محركات بيروني واكنش
نشان مي دهيد. اين اسـاسا مشابه زماني است كه در حال مطالعه يـك كتـاب
مـهم و جـذاب هستيد. شما حقيقتا" نميتوانيد به چيز ديگري جز موضوع آن كتاب
فكركنيد. تمام توجه شما متمركز خواهد ماند تا زماني كه وضعيت حس آگاهيتان
تغيير كند.
هيپنوتيزم چگونه عمل مي كند؟
http://www.daneshju.ir
دنباله اين بخش...
حرکات اصلي يوگا (آساناها) Asana
توضيح
يوگا کوششي منظم براي تکامل فردي با توسعة کارائيهاي فيزيکي، حياتي، ذهني و معنوي است… (آروبيندو)
تمرينات و حرکات اين دوره متناسب با بدنهاي پائين تر از حد متوسط است و تقريباً همه مي توانند اين تمرينات را انجام دهند.
افراد
ضعيف با انجام دادن مکرر تمرينها و رعايت نکات آن مي توانند خود را به
سرعت به وضعيت مناسب تنفسي و انرژي عضلاني برسانند و جهت انجام دادن حرکات
اصلي يوگا آماده شوند. دوره ي ابتدايي يوگا شامل 65تکنيک است. نرمشها
حدوداً 24حرکت هستند که انجام دادن آنها سبب نرم شدن و رفع خشکي و
انقباضهاي مفاصل و عضلات پرکار بدن مي شوند مانند: انگشتان دستها، مچها،
آرنجها، بازوها، شانه ها،گردن، انگشتان و کف و مچ پاها، ساقها، زانوها،
رانها و لگن و ستون فقرات.
حرکات اصلي يوگا حدود 30حالت يا
آساناي يوگا با احتساب 12حرکت سلام به خورشيد است که شامل حالات کششي
(پشت، جلو، طرفين)، انقباضي (قدرتي، تعادلي، معکوس، پيچشي، مرکب و انبساطي
و تنفس شکمي و حالات وانهادگي عمومي (شاوآسانا) مي باشد.
چند نکته براي سلامت جويان قبل از تمرين
چنان
چه لباسي براي تمرين انتخاب مي کنيد، لباسي باشد که در آن احساس راحتي
کامل بکنيد و لذا کاملا گشاد و رنگ لباستان ترجيحاً سفيد باشد و جنس آن از
مواد شيميايي مثل نايلون نباشد. اگر به صورت گروهي کار مي کنيد، جهت کمک
به ايجاد محيط آرام و عاري از موارد جلب توجه که ذهن را از تمرکز باز مي
دارد لطفاً از استعمال ادکلن، عطر و اسپري خودداري کنيد. حداقل تا سه ساعت
قبل از انجام تمرينات يوگا هيچ گونه غذاي جامدي ميل نفرماييد. (مي توانيد
تا نيم ساعت قبل از تمرين از آب ميوه و يا نوشيدنيهاي شيرين استفاده
نماييد). نکتة خيلي مهم:
A آساناهاي يوگا با تمرينات ورزشي فرق اساسي دارد و آن اين که سه جزء اساسي دارد آرامش، تمرکز و همراهي حرکات با تنفس.
در
انجام تمرينات يوگا هميشه به خاطر داشته باشيد که ابداً فشار اضافي به خود
وارد نياوريد بلکه تا جايي وارد حرکات بشويد که احساس لذت داشته باشيد و
نه درد. در يوگا هيچ گاه مسابقه و مقايسه وجود ندارد بلکه اساس کار بر اين
است که هرکس براي خودش موجود واحدي است با ويژگيهاي مخصوص به خود و در
مسير اختصاصي خود قدم برمي دارد و لذا هميشه اول است.
ايده آل ترين
حالت انجام تمرينات يوگا، انجام آن روزي دوبار هنگام طلوع و غروب آفتاب در
زمان و مکان يکسان و با لباس تمرينات ثابت در محلي که داراي هواي سالم و
عاري از دود و گرد و غبار است، مي باشد و لذا براي کسب نتيجه ي بهتر سعي
کنيد تا حد امکان خود را به شرايط نزديک کنيد هيچ گاه تمرينات يوگا را با
عجله و از روي اجبار انجام ندهيد.
انجام تمرينات يوگا به طرز صحيح به
دلايل علمي هميشه باعث ايجاد طراوت و آرامش مي شود و لذا آگاه باشيد هيچ
گاه خود را با غير اصولي انجام دادن تمرينات خسته نکرده و به خود صدمه
نزنيد. مدت انجام تمرينات يوگا حداقل 40دقيقه در روز است و سعي کنيد
تمرينات را در محلي انجام دهيد که هواي ملايم و تميز داشته باشد.
سعي
کنيد در طول تمرين چشمهايتان بسته باشد مگر در مواقعي که لازم است براي
حفظ تعادل و... چشمها باز باشد. مي توانيد جهت زيرانداز از يک پتوي دولا
يا تشک مخصوص يوگا استفاده کنيد. تمرينات را در محلي انجام دهيد که دماي
آن ملايم و داراي هواي کافي باشد و در جريان باد يا گرد و غبار و دود
نباشد. سعي کنيد تمرينات را با روحيه ي معتدل و صبورانه و افکاري مثبت و
اميدوار انجام دهيد.
در حين اجراي تمرينات تنفسها آهنگ طبيعي خود را
داشته باشند و از حبس تنفس يا نگهداشتن دم خودداري کنيد. اگر دچار کسالت
يا ناراحتي بارزي هستيد قبل از اجراي تمرينات با پزشک خود مشورت کنيد.
در اين مواقع تمرينات يوگا را انجام ندهيد: در هنگام خستگي يا کوفتگي شديد عضلاني، بيماري و تب.
http://www.iran4me.com
روشهاي كاهش استرس
1- شمارش كنید
يك روش موثر براي برخورد با موقيعتهاي استرس آور، شمارش تا عدد 10 است.ايـن كار كمك مي كند از لحاظ فكري و رواني از آن لحظه استرس آور دور شده و 10 ثـانـيه بشما وقت مي دهد تا از آن شرايط خود را رها كنيد.فرض كنيد اين عمل، ريموت كنترل زندگي شما است. دكمه pause را ميزنيد. وقتي تا عدد 10 شمارش كـرديد دوباره دكمه "play" را فشار مي دهيد. در نتيجه در وضعيت بهتري نسبت به قبل قرار خواهيد گرفت.
نوشتار درسهاي آنتوني رابينز از مجله موفقيت براشت شده استhttp://muovafaghiat.blogsky.comدنباله اين بخش...
رویای سرنوشت
تصمیم گیری و هدف گذاری
همه ما رویا ها و آرزوها یی داریم ... همه ما در اعماق روح خود می خواهیم باور کنیم که دارای موهبت خاصی هستیم، می توانیم تغییر و تفاوتی ایجاد کنیم، می توانیم به طریق خاصی در دیگران نفوذ کنیم و می توانیم جهان فعلی را به صورت دنیای بهتری در آوریم.
آرزوی شما چیست ؟ شاید رویایی است که آن را فراموش کرده اید و یا درشرف زوال و نابودی است . اگر آرزوی شما عملی می شد ، وضع امروزی شماچگونه بود؟
اکنون چند لحظه وقت صرف کنید و در رویا و آرزوی خود فرو بروید و ببینید خواسته واقعی شما در زندگی چیست ؟
http://muovafaghiat.blogsky.com
دنباله اين بخش...
بااجازه مافوقترين نيروي قدرت وعظمت
يك محيط سعادت درخشنده وحدت نوين جهاني
رهنمون حشمت الله دولتشاهي
كتاب مكانيسم آفرينش
تمرين تله پاتي Telepathie ( انتقال فكر يا الهام)
نكته- تمرين كلي براي تقويت امور روحي
همه روزه درساعتي كه خودتان تعيين مي كنيد منظماً در مدتي كه كمتر ازيك ربع ساعت نباشد به خود تلقين نمائيد و فكرتان راتمركز بدهيد كه به شما الهام شود و روح تجلي كند.
http://metaphysics.parsiblog.com
دنباله اين بخش...









|
«رسم
عاشقكشي و شيوه شهرآشوبي» تنها در شعرهاي حافظ نيست. صفحات
حوادث روزنامهها پر است از ماجراهاي جنونآميز و خونين عاشقي
كه با جنايت پايان پذيرفتهاند. مثلا ماجراي بهرام، مرد 34
سالهاي كه 3 سال پيش دانشآموز 20 ساله خود را به خاطر
بياعتنايي به ابراز علاقهاش كشته بود. در شيراز هم چند ماه
پيش، مرد جواني، دخترخاله 25 ساله خود را كه به درخواست ازدواج او جواب رد
داده بود، به قتل رساند. ![]() |
دنباله اين بخش...

رعنا از خانوادهاي نسبتا پولدار بود، اما خليل و خانوادهاش وضع مالي خوبي نداشتند و همين اختلاف طبقاتي ميتوانست دليلي براي مخالفت خانواده رعنا براي اين وصلت باشد، اما زن 36 ساله ميگويد: «پدرم وقتي ديد من و خليل همديگر را دوست داريم، به نظر من احترام گذاشت و مخالفتي نكرد. آن موقع خليل بيكار بود و ما براي امرار معاش با مشكل مواجه بوديم.» اگر چه رعنا و پدرش اميدوار بودند تازه داماد بعد از شروع زندگي مشترك شغل مناسبي براي خودش پيدا كند، اين امر محقق نشد: «پدرم براي اين كه ما به سختي نيفتيم، خرجومخارجمان را ميداد. با همه سختيها و كمبودهايي كه داشتم، به خاطر عشق و علاقه به شوهرم از زندگي در كنار او احساس رضايت ميكردم.» زوج جوان صاحب 3 فرزند شدند و زندگيشان شادتر از هميشه در جريان بود.
البته هنوز اين پدر رعنا بود كه به دامادش كمك مالي ميكرد و اجازه نميداد نوههايش در فقر زندگي كنند. زن جوان توضيح ميدهد: «10 سال از ازدواجمان گذشته بود كه پدرم فوت شد و همه دارايياش به من رسيد. من هم اموال او را به نام خليل كردم تا بتواند براي خودش كار و كاسبي پررونقي راه بيندازد.» از همان زمان بود كه مشكلات اين زن و شوهر شروع شد و خليل به فكر خيانت افتاد: «متوجه شدم شوهرم با زن ديگري رابطه برقرار كرده است. نميتوانستم اين موضوع را تحمل كنم، براي همين دعواي مفصلي كردم. او از اين رفتارش ابراز پشيماني كرد و با عذرخواهي گفت كه ديگر چنين اشتباهي را تكرار نميكند. چارهاي نداشتم جز اين كه خليل را ببخشم. من 3 فرزند داشتم و نميخواستم زندگي آنها تحت تاثير قرار بگيرد.» بعد از آن اتفاق، خليل به عهدش وفا نكرد و اين بار به زني ديگر دل بست و وقتي دست خودش را رو شده ديد، گفت كه تصميم دارد با آن زن ازدواج كند. رعنا هم از شوهرش طلاق گرفت: «هيچ دارايي نداشتم. همه چيز به نام خليل بود. من مانده بودم و 3 بچه كوچك. به فقر و فلاكت افتادم و براي يك لقمه نان در خانه مردم كارگري ميكردم.» اين وضعيت ادامه داشت تا اين كه رعنا با مردي آشنا شد، با او ازدواج كرد: «شوهر دومم مرد خوبي است و مشكلي با او ندارم، اما الان خليل دست از سرم بر نميدارد. زن دوم خليل او را معتاد كرده و دارايياش را از چنگش درآورده. خليل اين روزها مزاحم من ميشود و مرتب تهديدم ميكند. نميدانم از دستش چه كنم. براي همين هم شكايت كردهام.»
داستان زندگي رعنا پر از فراز و نشيب بوده، با اين وجود اين زن همچنان براي زندگي تلاش ميكند. پروندهاي كه او عليه خليل تشكيل داده اكنون در دادسراي عمومي مشهد در جريان است.
http://www.jamejamonline.ir جام جم آنلاين
آئين باستانی پيرشاليار (شهريار) در کردستان
آئين سنتي پيرشاليار (شهريار)يکي از آئينهاي باستاني ایرانیان پيش ازاسلام است که هرساله در روستاي اورامان تخت برگزار ميشود. واژه هورام از دو بخش (هورا)به معني اهورا و (مان ) به معناي خانه و جايگاه و سرزمين تشکيل شده است،بنابراين هورامان به معناي سرزمين اهورائي و جايگاه اهورا مزداست.
اهورا در اوستا به معني خورشيد آمده و هورامان معني سرزمين خورشيد نيز ميدهد. ازسابقه تاريخي و کهن ایرانیان در اين سرزمين که بگذريم ، طبيعت خارق العاده اين منطقه همگان را شيفته و دلبسته خود ميکند ، معماري هورامان وکوهستاني بودن منتطقه پله هاي به سمت بهشت را متصور ميکند ، ظاهراً همه چيز دست در دست هم داده اند که هورامان تخت را بهشتي پنهان در دل کوه بنا کنند و به یکی از زیباترین مناطق ایران تبدیل شود .
http://lawansaqez.persiangig.ir/
http://www.iran-forum.irدنباله اين بخش...
روزی تو خواهی آمد
از کوچه های باران،
تا از دلم بشویی
غمهای روزگاران
تو روح سبز گلزار
گل ِ شاداب بی خار
مرا از پا فکنده
شکستنهای بسیار!
تو یاس نو دمیده
من گلبرگ تکیده
روزیی آیی کنارم
که عشق از دل رمیده
"ترا نادیدن ما غم نباشد
که در خیلت به از ما کم نباشد!
من از دست تو در عالم نهم روی
ولیکن چون تو در عالم نباشد!"
روزی تو خواهی آمد
از سوی مهربانی
اما زمن نبینی
دیگر به جا نشانی!!!
......
کسنزان یکی از روستاهای بخش سرشیو است واقع در سی کیلومتری غرب شهر سقز در استان کردستان ایران. این روستا متشکل است از یکصد و پنجاه خانوار و هزار نفر سکنه. زمستان سال1377 شمسی کمبرف و بهار سال 1389 شمسی بیباران بود
دنباله اين بخش...
در فاصله 10 کیلومتری رو به طرف گورسفید در روستای قباسیاه قبرستانی وجود دارد که در این قبرستان یک سری قبرها آثار قدیمی وجود دارد.بر روی این قبرها نقوش و کنده کاری های قدیمی وجود دارد. که در مورد قدمت آن اطلاعاتی در دسترس من نمی باشد . به محض اینکه اطلاعاتی به دست بیارم آن را به مطلبم اضافه می کنم
تصاویر این قبرستان را در زیر می بینيدhttp://www.kalhor.mihanblog.com/


دنباله اين بخش...
گفتم : تو شـيرين مني. گفتي : تو فرهـادي مگر؟
گفتم : خرابت مي شـوم. گفتي : تو آبـادي مگـر؟
گفتم : ندادي دل به من. گفتي : تو جان دادي مگر؟
گفتم : ز کـويت مـي روم. گفتي :تو آزادي مگـر؟
گفتم : فراموشم مکن. گفتي : تو در يادي مگر؟
گفتم : فراموشم مکن. گفتي : تو در يادي مگر؟
http://kerndnews.javanblog.com
به
گزارش فارس، ساعت 8 شب شنبه 14 آذر امسال مأموران كلانتري 152 خاني
آباد از طريق مركز فوريتهاي پليسي 110 تهران بزرگ از وقوع يك حادثه
با خبر شدند. مأموران با حضور در خيابان نيايش در منطقه خاني
آباد دريافتند يك جوان 18 ساله به نام آرش بر اثر اصابت يك ضربه چاقو به
ناحيه شكمش به شدت زخمي شده و به قتل رسيده است. شهرياري ، بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي
تهران درباره اين پرونده گفت: تحقيقات از افراد محلي آغاز شد تا اينكه
مشخص شد اين فرد در يك درگيري به قتل رسيده است. وي اضافه كرد: افراد محل مدعي شدند مردي به نام
مرتضي كه در يك بنگاه معاملات املاك مشغول به كار است با يك ضربه چاقو به
بدن مقتول ضربه وارد كرده است. مرتضي دستگير شد و صبح امروز در
اولين جلسه بازجويي مدعي شد از مدتها پيش با يكي از دوستان مقتول رجزخواني
داشته است تا اينكه شب حادثه مقتول وارد درگيري شده و به قتل رسيده است. شهرياري گفت: تحقيقات از اين فرد و براي مشخص شدن زواياي پنهان پرونده ادامه دارد.http://www.jamejamonline.ir 
حسين
روشن، بازپرس شعبه سوم دادسراي جنايي با اشاره به اين پرونده به
«جامجم» گفت: صبح روز چهارم آذرماه و به دنبال تماس
مردمي با مركز فوريتهاي پليسي 110 در غرب تهران مشخص شد مردي پس از
سقوط از طبقه پنجم يك ساختمان احتمالا جانش را از دست داده است. ماموران
پليس و اورژانس با اعزام به محل، مشاهده كردند فردي كه از طبقه پنجم سقوط
كرده، يك جوان 28 ساله است كه بلافاصله به بيمارستان منتقل شد و با
آنكه تصور ميرفت جان باخته است، با تلاش پزشكان بهطرز
معجزهآسايي زنده ماند. روشن افزود: در پي اين اقدام تحقيق درباره
سقوط اين فرد آغاز و مشخص شد وي از يك واحد آپارتماني سقوط كرده است كه
زوج جواني در آن زندگي ميكنند. پس
از بازداشت اين زوج، مرد خانواده مدعي شد از چندي پيش به همسرم ظنين بودم
و احساس ميكردم او با مردي در ارتباط است. وي افزود: روز حادثه از
خانه خارج شدم و پس از 20 دقيقه دوباره به منزل بازگشتم و زماني كه همسرم
با حالتي آشفته در را باز كرد، به سمت يكي از اتاقها رفته و متوجه
شدم پنجره باز است كه با نگاه كردن از پنجره و مشاهده تجمع مردم در
خيابان، متوجه سقوط مرد جوان شدم. بازپرس ويژه قتل تهران گفت: پس از اين
اظهارات روز گذشته تحقيق از مرد سقوط كرده آغاز شد و وي عنوان كرد، اين
زوج او را به قصد اخاذي به محل سكونت خود كشيدهاند كه از پرداخت پول
به آنها خودداري كرده و سپس به قصد فرار خود را از طبقه پنجم به پايين
انداخته است. روشن اضافه كرد: در ادامه مشخص شد فردي كه سقوط كرده به صورت
پنهاني با همسر جوان مرد متهم در ارتباط بوده و براي فرار از مجازات به
اظهارات دروغين روي آورده است كه پس از جمعبندي و تحقيقات، دستور
بازداشت زن جوان و مردي كه از طبقه پنجم سقوط كرده بود، صادر شد.http://www.jamejamonline.ir
نه راه پس نه راه پيش دارم
مي ترسم روزي برگردي ديگه نتونم همراهت باشم
تموم برنامه و فرصتها دارن خراب ميشن به خاطر رفتار پيچيده و پيش بيني نشده ...
برای آنکه باید باشد ونیست....
دلم می خواست:دست مرگ را، از دامن امید ما ،کوتاه می کردند!
در این دنیای بی آغاز و بی پایان،
در این صحرا ،که جز گرد و غبار از ما نمی ماند
خدا، زین تلخ کامی های نا هنگام بس می کرد!
نمی گویم پرستوی زمان را در قفس می کرد!
نمی گویم به هر کس بخت و عمر جاودان می داد،
نمی گویم به هر کس عیش و نوش رایگان می داد،
همین ده روز هستی را امان می داد!
دلش را ناله ی تلخ سیه روزان تکان می داد!
بازارچه محک...موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
فرصت ها زود از دست میرن ،هر نفسی ممکنه آخریش باشه ،قدر لحظه هارو بدونیم!
عكس برگرفته از وبسايت :http://www.gilan.irshopir.com

هرگز به معلولي نخندم هر چند خنده دار باشد
يادم باشد معلوليت ناتواني نيست .
يادم باشد معلولان را فراموش نكنم . معلوليت ميتواند براي هر كسي پيش آمد كند.( عادل)

درگيريها و كشمكشهاي ناشي از جنگ در نواحي گوناگون كره زمين؛ گرسنگي؛ امراض و بيماريهاي مختلف؛ مصائب و مشقات زندگي در كشورهاي در حال توسعه؛ ترافيك و تصادفات حين انجام كار؛ آلودگي محيط زيست و عدم استفاده صحيح از دارو در كشورهاي صنعتي همه روز باعث بروز معلوليتهاي جديد مي شود.لذا مي بايست پيش زمينه هاي اجتماعي موجود باشد تا معلولان را قادر سازد به واسطه
فرصتهاي يكسان براي زندگي و فعاليتهاي خود در اجتماع مستقل از موسسات خيريه و نهادهايي از اين دست به سر برند.بازپروري معلولان به منظور دستيابي به زندگي مستقل به نحوي كه خود مسئول زندگي خويش بوده و به خودكفايي برسند و نيز بتوانند به جامعه بپيوندند از اصول شرافت و وقار انساني محسوب مي شود.
دليل
انتخاب روز سوم دسامبر به عنوان روز جهاني معلولين

روز جهاني معلولين كه از سوي سازمان ملل متحد به عنوان اقدامي مشترك از سوي سازمان ملل متحد اعلام شده است زماني است براي برپايي جشن و ارج نهادن به تجارب و تواناييهاي مردمي كه با معلوليتهاي گوناگون دست و پنجه نرم مي كنند.
نگاهي اجمالي به تاريخچه روز جهاني معلولين
اين روز براي نخستين بار در سال 1992 ميلادي به منظور گراميداشت سالروز
تصويب قانون برنامه جهاني در ارتباط با معلولين از سوي مجمع عمومي
سازمان ملل متحد اعلام گرديد. هدف از اين اقدام ارتقاء رشد اذهان عمومي
درباره مسائل مربوط به معلوليتهاي مختلف؛ و افزايش آگاهيهايي بوده است
كه مي بايست از مساله پيوستن افراد معلول در تمامي جنبه هاي سياسي؛
اجتماعي؛ اقتصادي و فرهنگي زندگي منتج شود. اين وضع به همين منوال طي
شد تا در سال 1999 شعاري با مضمون ( امكان دسترسي براي همه در هزاره
جديد) برگزيده شد و سرلوحه امور قرار گرفت.
بيش از پانصد ميليون نفر به دليل نقص در سيستم روحي و مغزي جسمي و حسي
از معلوليت رنج مي برند. اينان هر كجا كه باشند و در هر نقطه اي از
دنيا كه به سر برند به دليل موانع ظاهري و يا اجتماعي با محدوديتهايي
در زندگي خود مواجه مي شوند. در طي بيست سال اخير كوششهاي چشمگيري در
شناساندن و معرفي اشخاص معلول به جامعه انساني صورت پذيرفته است.يكي
ازمواردي كه مي توان از آن به عنوان نقطه عطفي در اين زمينه نام برد
اعلام سال 1981 ميلادي به عنوان سال جهاني معلولين است كه توسط مجمع
عمومي سازمان ملل متحد صورت پذيرفت.
در سال بعد ( 1981 ) فاصله سالهاي
1992 � 1983 ميلادي دهه جهاني معلولين نام گرفت تا كيفيت و شركت
فعالانه و همه جانبه افراد معلول را در زندگي اجتماعي و گسترش و پيشرفت
آنها ارتقاء بخشد.
قانون برنامه جهاني در ارتباط با معلولين كه در سال 1982 توسط مجمع
عمومي سازمان ملل متحد به تصويب رسيد چارچوبي بين المللي را براي الحاق
و انضمام مسائل مربوط به انواع معلوليتها به يك برنامه ريزي ملي را
فراهم مي آورد.در سال 1993 قوانين استاندارد در زمينه برابر سازي
مجالها و فرصتهاي زندگي براي افرادي كه با انواع معلوليتها دست و
پنجه نرم مي كنند به قانون مذكور افزوده شد تا به منزله مكمل آن بوده
و موجب قوام آن گردد.
عليرغم آنكه اين قوانين هيچگونه اجباري را براي دولتها بوجود نمي
آورند، تلويحا به عنوان تعهدات اخلاقي و سياسي تلقي مي شوند كه دولتها
مي بايست در راه يكسان سازي فرصتهاي زندگي براي افراد معلول متقبل
شوند. كوتاه سخن آنكه قوانين به اختصار بيان كننده اصول ويژه در مورد
مسائلي چون مسئوليت پذيري، اقدام مقتضي و همكاري مي باشند.
مساله
يكسان سازي فرصتها و مجالها براي معلولين هر روز بيش از پيش توجه
سازمان ملل متحد را به خود معطوف مي نمايد. يكي از مهمترين دغدغه ها در
اين ميان به ويژه دسترسي به فناوري جديد، و نيز به محيط فيزيكي مي
باشد. مساله
ain streaming )
)(موج اصلي ) نيز حائز اهميت مي باشد و عبارت است از: گنجانيدن بعد
معلوليت در ارائه رهنمودها و خط مشيهايي كه گستره عظيمي از پيوستاري
متشكل از ملاحظات اجتماعي و اقتصادي را در برميگيرد.
http://www2.irna.ir/occasion

http://shorideh1.mihanblog.com
http://muovafaghiat.blogsky.com
http://shoraee1.blogfa.com
آنتونی
رابینز تا سن 22 سالگی جوانی گمنام، فقیر و تنپرور بود. اما ناگهان با یک
تصمیم قاطع و به کارگیری ارادهای قوی دگرگونی عظیمی در خود ایجاد کرد. او
در مدت کوتاهی به بیشترین آرزوها و رویاهای جوانی خود جامه عمل پوشانید.
قصری
زیبا و بزرگ در ساحل سن دیه گو خریداری کرد و چند طبقه آن را به دفتر کار
خود اختصاص داد و به یکی از بزرگترین سخنرانان و گویندگان برنامههای
روانشناسی رادیو و تلویزیون درآمد.
آنتونی
رابینز اهداف معنوی را بسیار باارزشتر از مقاصد مادی میشمارد.
اکنون کتابهای او در ردیف پرفروشترین کتابهای دنیا قرار دارد.
دنباله اين بخش...
يك محقق و كارشناس حوزهي تاريخ
دربارهي خبري كه چندي پيش مبني بر كشف بقاياي ارتش كمبوجيه در آمون
ـ بخش جنوبي مصر ـ منتشر شد و وقايع تاريخي مربوط به آن توضيح داد.
خسرو معتضد بيان كرد: «كامبوزيا» يا «كمبوجيه» پسر بزرگ كوروش بود. پدر او، يك سفر جنگي به مصر رفت و دليل لشگركشياش اين بود كه مصر در آن زمان، متحد يونان بود و مهاجرنشينان يوناني كه در درياي اژه و مديترانه بودند، در مصر هم نفوذ كرده بودند و عليه ايران توطئه ميكردند.

دنباله اين بخش...






http://www.nazaninam.blogfa.com
گفتم که ماه من شو گفتا دلم نخواهد!
گفتم زمهرورزان رسم وفا
بیاموز
گفتا زخوب رویان این کار کمتر آید!

گفتمکه برخیالت راه
نظرببندم
گفتا که درحقیقت٬ دل ره به توندارد!
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا ز سرشوی من٬ این کارحتماً آید!
گفتم خوشا هوایی
کزبادصبح خیزد
گفتا هوای گرمیست٬ اَه اَه٬ عرق درآمد!
گفتم که نوش لعلت ما رابه آرزوکشت
گفتا که این لب من برگونه ات نیاید!
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح
دارد
گفتا برو به سویی ٬ تا گلّ نی درآید!
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرآمد
گفتا که ای وای دیرشد٬ داد مامان درآمد!!!
ايدزبيمار ي واگير و بلاي خانمان سوزي است كه در سراسر پهنه گيتي جان آدميان را ميگيرد زن و كودك و پير و جوان نميشناسد ايدز در كمين هر كسي است . كشور ما به خاطر شرايطويژهاي كه دارد در آينده نزديك با چالشي بنيادين در زمينه اجتماعي دست و پنجه نرمخواهد كرد كه از هم اكنون پيش لرزه هاي آن آغاز شده از يك سو به خاطر فرهنگي كه بازكردن بحث هاي آميزشي (كه از بنيادي ترين راههاي گسترش بيماريست) را تابو ميداند و از سوي ديگر يورش فرهنگي بدخواهان ايران و ايراني و سرازير شدن برنامه هاي ضد فرهنگي و اخلاقي و مواد روانگردان و مخدر و از سوي ديگر فرهنگ نادرست ازدواج ؛ فقر اقتصادي و فقر فرهنگي شديد و بيكاري و بي همسري جوانان و افزايش زنان و دختران تن فروش و نيز پنهان كاري هاي جنسي و روابط جنسي پنهاني اين بيماري به سرعت در حال گسترش و همه گيري است . امروز روز جهاني ايدز است بر آن شدم تا نوشتارهايي را گرد آوري كنم و كمترين وظيفه خود را در اين زمينه براي آموزش و تندرستي مردمي كه با آن ها زيست ميكنم انجام دهم اميد آنكه سود مند افتد.( اگر باز كردن برخي واقعيتها كمي دور از ادب مي نمايد ولي اينها بخشي از واقعيت جامعه است كه بايد آن را پذيرفت پيشاپيش اين جسارت را ببخشيد)
مدير وبگاه روژينو
زناني كه ايدز را از شوهران شان به ارث مي برند،فريده غائب
دو شنبه 11 آذر 1387
جیغ های نوزاد بخش را پر کرده است. ضجه های زن تمام شده ،زن زل زده به موزاییک راهرو. پرستار می گوید:"خودت و شوهرت كم بوديد حالا يك مبتلا به ايدز ديگري را هم به اين دنيا آورديد."
رعناي 27 ساله تلخ ترين خاطره زندگي اش را تولد ياشار پسر كوچكش مي داند. خاطره پنج سال پيش دوباره پتكي مي شود بر سرش:" زايمان من خيلي به سختي انجام شد. دكترها حاضر نبودند به من دست بزنند و مدام بلند مي گفتند كه چرا به يك بيمار ايدزي بايد دست بزنند. بايد سزارين مي شدم .خيلي مكافات داشتم. از هفت صبح تا هفت شب درد كشيدم و مسئولان بيمارستان با بهانه هاي مختلف از انجام سزارين خودداري مي كردند .بهانه آوردند كه همه پرسنل بايد چكمه بپوشند و ما هم چكمه نداريم."
دنباله اين بخش...
فرشته
فرشته نامزد محمد است.
محمد در اوایل آشنایی با فرشته به او نمی گوید که یک بیمار آلوده به ویروس اچ آی وی است.
فرشته هم که او را خیلی دوست دارد تا مدتها نگران بوده که راز محمد چیست.
تا این که سرانجام محمد به او خبر می دهد که مبتلا به ویروس اچ آی وی عامل انتقال بیماری ایدز است.
فرشته می گوید: “وقتی گفت که اچ آی وی مثبت دارد. یک طورهایی راحت شدم. چون احساس کردم مسئله ای نیست. هرکسی می تواند داشته باشد. ولی چیزی که در ذهن من بود این بود که فکر می کردم او همسری دارد یا بچه ای دارد و من ترس داشتم و نمی خواستم این موضوع را بشنوم. الان خیلی از زندگیم راضیم. خیلی خوشحالم که با محمد آشنا شدم و خیلی متاسفم که جامعه این مسله را نتوانسته درک کند. برای همین احساس می کنم او هنوز رودربایستی یا ترس دارد. اما من به هیچ عنوان ترسی ندارم. دوست دارم آنقدر کمکش کنم که این ترس از ذهنش بیرون بیاید.”
او در مورد واکنش مردم به ایدز و افرادی که با این بیماری زندگی می کنند می گوید:” الان احساس ترحم به آنها دارم نه به محمد. دلم می خواهد با آنها حرف بزنم و به آنها بگویم بروید آگاهی پیدا کنید. دلم می خواهد کمکشان کنم چون ممکن است این مسئله برای خودشان هم پیش بیاید. بهتر است خودشان هم پیشگیری کنند.”
فرشته در ادامه می گوید: “خانواده من هنوز از این مسئله اطلاعی ندارند. پدر و مادر من از نسل دیروزند و نمی تواند این جور چیز ها را سریع هضم کنند و بپذیرند. با جوانها و نسل امروز راحت تر می شود ارتباط برقرار کرد و این کار را حتما می کنم. به هیچ عنوان نظرم برنمی گردد. بخاطر این که محمد اچ آی وی دارد. می دانم که مادرم ممکن است برایم نگران شود و نتواند این مسئله را بپذیرد . ولی من چون در این مورد آگاهی دارم، هیچ ترسی ندارم. اما ممکن است مادرم حتی بخواهد که مرا از ازدواج با محمد منصرف کند. ولی هیچ جیزی باعث نمی شود که من بخواهم محمد را ترک کنم یا او را از دست بدهم چون اصلا نمی توانم بپذیرم که یک روزی بخواهم محمد را از دست بدهم. چون خیلی دوستش دارم. عاشقانه دوستش دارم.”
فرشته درباره آینده زندگی مشترک خود با محمد می گوید: “من دوست ندارم هیچوقت بچه دار بشوم. متوجه شده ام که او هم هیچوقت دوست نداشته. از این بابت خیلی خوشحالم.”
محمد به ویروس اچ آی وی، عامل انتقال بیماری ایدز، آلوده است.
او می گوید احتمالا از طریق تزریق مواد مخدر با سرنگ آلوده، به این بیماری مبتلا شده است.
محمد می گوید علی رغم تصور عمومی افرادی که به ایدز مبتلا شده اند هیولا نیستند و او ابتلا به این بیماری را یک ننگ نمی داند.
او می گوید عدم آگاهی از نحوه سرایت ایدز باعث شده مردم حتی از دست زدن به فردی که به این بیماری مبتلا است وحشت داشته باشند.
محمد می گوید: “عدم آگاهی باعث می شود که چرخه این بیماری به خصوص در زندان ها ادامه پیدا کند. به جرات می توانم قسم بخورم که در زندان از یک سرنگ مشترک دویست سیصد نفر استفاده می کنند. از زمانی که فهمیدم ایدز دارم ، هیچ کسی را آلوده نکردم. دوست دختری داشتم که می خواست ایدز بگیرد. می خواست برای خودش یک مرگ تراژیک رقم بزند تا به او ترحم کنند و در خانواده بیشتر بپذیرندش. من روزهای اول به او نگفتم که مثبت هستم. او کارهایی می کرد که ایدز بگیرد. مثلا سرنگهای آلوده پیدا می کرد و جلوی خود من می زد. یک روز از او پرسیدم دنبال چه می گردی؟ وقتی به او گفتم ایدز دارم، شوکه شد. باورش نمی شد. از آن به بعد تمام تلاشش این بود که از من ایدز بگیرد. چون به او احساس داشتم، خیلی برایم دردناک بود. از طریق سکس نتوانست از من بگیرد، اما آمپول دیازپام را ریخت توی نسکافه که من بخوابم تا او بتواند از با سرنگ از رگ من خون بکشد. اما خداوند کمک کرد و او در دقیقه ی نود منصرف شد. “
احمد در ادامه صحبت های خود می گوید: ” اگر واکنش مردم نبود، خیلی راحت می رفتم وسط یک میدان می ایستادم و راجع به این مسله خیلی راحت صحبت می کردم. می گفتم آقا! من معتاد بودم، آلوده شدم. تو دوست عزیز اگر معتاد هستی، سعی کن مسائل بهداشتی را رعایت کنی. شما هم که اصلا رفتار پرخطر نداری نباید فکر کنی همه آدمها آلوده اند. خانواده خودم می دانند و خیلی راحت با این مسئله کنار آمده اند. با هم زندگی می کنیم و هیچ مشکلی هم نداریم. اما به مادرم نگفتیم. به او گفته ایم من یک مسئله کبدی دارم. خواهر زاده ای دارم که خیلی با او صمیمی هستم. مرتب می پرسید دایی جواب آزمایشت چی شد؟ البته من می دانستم مثبتم اما نمی گفتم. یک بار گفت دایی مثبتی دیگه. گفتم آره!. گفت بی خیال دایی. مثبتی که مثبتی. ما دوستت داریم. “
محمد از عواقب واکنش های نامناسب می گوید:” من موردی را سراغ دارم که یک آقایی در آمریکا خون زده و آلوده شده. وفتی میاد ایران نیاز پیدا می کنه به دندان پزشکی مراجعه کند. خیلی با صداقت به پزشک گفته که اچ آی وی مثبت هست. دکتر از مطب بیرونش کرده. دندانپزشک دومی، سومی، چهارمی، پنجمی باز به همین ترتیب رفتار کردند. نوبت به داندان پزشک ششمی که رسید دیگر نگفت به اچ آی وی آلوده است. راحت نشسته. وقتی یک بیمار احساس امنیت نکند، طبیعی است که عنوان نمی کند که مثبت است. “
محمد اخیرا با خانمی آشنا شده که علی رغم آگاهی از وضعیت محمد رابطه احساسی خود را با او ادامه داده و مبتلا بودن او به ایدز را به راحتی پذیرفته است.
او می گوید: “حس خوبی دارم. نمی دانم این داستان چه طور اتفاق افتاد. من همه اینها را می گذارم به حساب معجزات الهی. من می خواستم با کسی ازدواج کنم که او هم اچ آی وی مثبت و فقط ۲۳ سال دارد. یک جورهایی نمی شد تا اینکه خداوند ایشان را سر راه من قرار داد و من خیلی خوشحالم از اینکه زندگی جدیدی را در کنار ایشان شروع می کنم.”





